X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 11:25 ب.ظ

باب بیست و پنجم- بیان ترک شهرت و خمولی

بدان ای سالک شهرت آفت دین, بلکه دنیای تو را بر باد فنا می دهد. و بر تو باد به خمولی برای آنکه هر گاه انگشت نمای خلق شدی در این صورت تو عجب خواهی نمود به نفس خود و این باعث هلاکت تو گردد و عجب از اقبح صفات ذمیمه است. پس باید تو در پی شهرت نباشی و به تعریف خلق گوش ندهی و مغرور نشوی و هر کس تو را مذمت کند خوشحال شوی و هر کس تو را مدح کند خوشحال نشوی برای آنکه مذمت باعث ترقی تو می شود و مدح باعث تنزل تو گردد از مرتبه قرب به بعد. به سبب عجب که حاصل می شود از مدح و می باید همیشه گریزان باشی از صحبت تمام خلق خصوص عوام کالانعام و فی الحدیث: و ردفر من الناس فرارک من الاسد و قال الشیخ المعروف الکرخی قدس سره لمولانا الصادق (ع) عظنی یا بن رسول الله فقال علیه السلام اقلل معارفک فقال زدنی فقال انکر من عرفک و احادیث در باب عزلت و خمولی زیاده از آن است که در این مختصر بگنجد و مصاحبت مکن مگر با عرفا و علماء و اخوان دینی و ترک مکن تشییع جنازه را و عیادت مریض را چنانچه بعضی از صوفیه گمان کرده اند. لمولفه:

هـــر که دائم در پــی شــــهرت بود    جـــان او را زحــــمت آفـــت بود

روز دنـیا گوشـــــه خــــلوت گزین   تا شـــــود یــــار تو رب العالـــمین

راحــــت آمد در خــــمولی ای پسر     همچنان در شهرت آمد محض شر

گر تو خواهی عزت اندر چشم و دل     دامن عزلت ز کـــف هرگز مهــل

در خمولی راحــت جان و دل اسـت     در پی شهرت هلاکت حاصل است

از خمولـی مــــی توان ره بـــرد زود    یک ســـره تا منـزل غیب و شهود[1]

 



[1] کاشف دزفولی سید صدرالدین، مصباح العارفین، اهواز ، صافی، 1335،

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
/profile/6647062372/contact